افغانستان مرکز نظام بین المللی آینده

0

نوشته : مصطفی حامد-ابو ولید مصری

به نقل از مجله الصمود الاسلامیة/ سال سیزدهم- شماره 152/ ماه صفر 1440 هجری قمری/ اکتبر 2018 میلادی

2018/10/16

افغانستان مرکز نظام بین المللی آینده

– افغانستان دیگر منطقه ای حائل نیست، بلکه به حلقه وصل کلیدی میان مناطق آسیا تبدیل شده است.

– استعمار آمریکایی در حال احتضار است، و این استعمار آخرین سلسله وحشی گری استعمار اروپایی است.

– ملت های آسیا اکنون اهمیت جهاد ملت افغانستان برای پشتیبانی از ملتهای قاره آسیا از دشمنی آمریکا و تروریستم داعشی را درک کرده اند، و حق آنهاست تا از حمایت های سیاسی و تسلیحاتی نیز برخوردار شوند.

– همکاری با ملت افغانستان در وضع سخت کنونی، همکاری های این کشور با دوستانش را در دوره صلح آینده رقم خواهد زد.

– هدایت اسلام هر کجا که راه ابریشم باشد انتشار خواهد یافت و مسیر قطارهایی که از طریق افغانستان به سمت بندرهای آسیا و جهان روانه می شود.

– مساله این نیست که چه زمانی ارتش آمریکا افغانستان را ترک می کند، بلکه سوال این است که چند سرباز خود را می توانند از افغانستان نجات دهند؟؟

نوشته :  مصطفی حامد- ابو ولید مصری

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 151 : اینجا کلیک کنید

 

شکی نیست که ” نظام بین المللی” تک قطبی از بین رفته، و نظام دیگری در میان مقاومت شدید و بی پروای آمریکایی ها در حال شکل گیری است.

این مقاومت احمق ها به فرآیند تشکیل نظام بین المللی آینده سرعت می بخشد. تمام دولت های همجوار به دنبال یافتن جایگاهی برای خود در این نظام هستند. و دولتهای زیر دست آمریکا که از خود اراده­ای ندارند به سرور آمریکایی خود متوسل و آماده می شوند تا با او به جهنم بروند، هرگونه امتیازی را می دهند و هر خواسته-ای را می پذیرند تا شاید آمریکا پیوستن ذلیلانه آنها را به خود بپذیرد.

کسانی که حکمت تاریخ را درک کرده اند می گویند که آمریکا بزرگترین اشتباه خود در تاریخ جنگهایش را در مورد افغانستان مرتکب شده است، در حالی که درس عبرت سقوط اتحاد شوروی سابق همچنان نمونه ای ظاهر و در دسترس است. آنها می گویند افغانستان پس از آن چه که در مورد شوروی اتفاق افتاد در برابر هرگونه جنگ خارجی دیگر بیمه شده است. پیش از آن نیز آنچه که بر سر بریتانا که آن روزها بریتانیای کبیر بود و برای خود امپراتوری بود که خورشید هرگز در آن غروب نمی کرد. اما بعد از سه حمله نظامی برای به زانو در آوردن افغانستان به دولتی درجه دو  تبدیل شد و پس از آن نیز زیر مجموعه ای برای امپراتوری آمریکا در برابر جریان کمونیستی، که بر نظام بین المللی چیره شده بود.

این یک نظام دو قطبی بود كه تا فرار شوروي از افغانستان و سقوط امپراتوریشان ادامه یافت، و آمریکا نیز خود را به عنوان تنها پیروز میدان افغانستان معرفی و پایان جنگ سرد را اعلام کرده و خود را سرور بلا منازع و ابدی جهان نامید.

پس از آن پرچم “جهانی شدن” که در واقع همان ” آمریکایی شدن” عالم از لحاظ اقتصادی و فرهنگی زیر سلطه نظامی آمریکا بود را برافراشت، و سیطره بلا منازع خود را بر تمامی بنی بشر در هر گوشه از عالم اعلام کرد.

غرور و تکبر آمریکایی تا حدی پیش رفت که سنت و تاریخ را مورد غفلت قرار داد، تاریخی که می گوید افغانستان گورستان امپراتوری های ظالمی است که برای انسان نظام بردگی را با نام نظام بین المللی اختراع کرده است.

احمقی غیر از جورج بوش کوچک نیست تا جهالت و نادانی را به درجه ای برساند که جنگ علیه افغانستان را آغاز کند. تا عملیات به زانو در آمدن آمریکا توسط مجاهدت ملت افغانستان را آغاز نماید.

برای اوباما واضح بود که کشورش در جنگ افغانستان پیروز نخواهد بود، اما آنقدر قدرت نداشت تا در برابر گروه های فشار که می خواهند جنگ ادامه پیدا کند ایستادگی نماید،  حتی اگر جنگ بی فایده باشد چرا که سودهای بزرگی در جوانب دیگری همچون مواد مخدر، نفت و منابع معدنی وجود دارد، بعلاوه ارتقاء صنعت اسلحه سازی و تولیدات امنیتی و شرکت های مزدور، و در صدر تمامی اینها بانک های بزرگی که عامل جمع آوری عوائد سرشار حاصل از آنچه که ذکر شد، و خصوصا مواد مخدر هستند.

اکنون نیز نیروهای آمریکا از افغانستان خارج نشده اند، حتی اگر به ده تکه از حجم اصلی خود تبدیل شود. چرا که هم اکنون پانزده هزار نفر به جای 150 هزار سرباز پیش از سال 2015 هستند. لکن آمار رسمی از نیروهای بلک واتر و برادرانشان از داعشی ها از ” گروه الموت” وهابی که تابع ارتش آمریکا هستند در دست نیست. در آنجا نیروهای دیگری هم هستند که از آنها استفاده می شود، آنها همان فرزندان حرامی هستند که از ناتو پول می گیرند و به همراه آنها می جنگند برای حل و فصل در سرزمین های مسلمانان بدون آنکه از پیمانی مطلع باشند که در آن آنها فرزندان قانونی آنها  محسوب می شوند.

– با این وجود ترامپ ( دیوانه، دارای مشکلات روانی، و انحرافات اخلاقی) به موقعیتی استثنائی برای رهایی کشورش از چاه آتش افغانستان که در آن سقوط کرده است دست یافت. انتظار می رود پس از انتخابات میان دوره ای در ماه نوامبر پیش رو صرف نظر از نتیجه انتخابات، شاهد اتفاقات غیر منتظره ای از جانب آمریکا خواهیم بود.

– (نظام بین المللی) آمریکایی تک قطبی سالهاست که به انتهای خود رسیده به همین دلیل است که افغانستان به عهد خود وفا کرده است و یک ابر قدرت را حذف کرده است و نظام بین المللی می خواهد جهان را تحقیر کند و به گام هایی که غرور آنها را مستانه وارد جهنم افغانستان کرده است توجه نمی کند.

– جهان امروز بدون نظام بین المللی است. و نظامی در حال تکوین است ، و اگر خطایی از سیاست آمریکایی سر بزند باعث تسریع در ایجاد آن خواهد شد. پایه های این نظام چین و روسیه خواهند بود و در اطراف آن ایران و دیگر کشورها از هند تا جنوب آفریقا و برزیل را در برخواهد گرفت.

آمریکا بسیار دیر متوجه اشتباهی شد که به دلیل دشمنی با روسیه و چین آن را انجام داد- و می خواست هند را از آنها دور نگه دارد- ترامپ بااستفاده از عبارت محترمانه در سخنرانی مضحک خود در چهل و سومین اجلاس سران در سازمان ملل متحد، که رهبران جهان به آنچه که ایالات متحده به آن رسیده و به آنچه که بر نظام جهان و قوانینش حکم می راند همگی خندیدند، ، در حالی که رئیس جمهورش می ایستد و به جهالت و نادانی و مغالطات خنده دار خود مباهات می کند.

– افغانستانی که در مدت یک قرن و نیم شکست خورد، سه نظام استعمارگر بر جهان حکومت می کردند، هیچ گاه از دستاوردهایی که هزینه سنگینی از پول و خون برای آن پرداخت کرد استفاده نکرده است. که این امر به ضعف و ناتوانی رهبری سیاسی کشور و قدرت قوی استعماری بر شعله ور کردن آتش فتنه های داخلی و دخالت در امور دولت در تعیین حکام و پشتیبانی از طرفهای مختلف رقابت باز میگردد.

آخرین فرصتی که از دست رفت پیروزی ملت افغانستان در جنگ با شوروی بود. هزینه آن خون ها و ارواح میلیونها شهید و چندین برابر آن از مجروح و جانباز بود.

نبود رهبری سیاسی برای جهاد، فرصتی را به کشورهای خارجی داد تا مسیر سیاسی افغانستان را ترسیم نمایند، و آن را در یک جنگ داخلی شکننده وارد کرده که آنها را از بهره بردن از پیروزی بزرگشان بر شوروی محروم نمود.

جهاد کنونی علیه اشغالگری آمریکا، که در فضای منطقه ای و بین المللی وجود دارد تاثیر بسزایی بر شکست آمریکا در به زانو در آوردن یکی از فقیرترین ملتها داشت و این امر سبب شد تا افغانستان از لحاظ معنوی و دینی پیشرفت کند، و باعث ظهور قطبهای بزرگی در اطراف افغانستان شد که به سوی رهبری جهان و در مواجهه با مخالفت ها و موانع متعدد و قوی آمریکایی به پیش می روند. تا زمانی که نظام آسیایی که رهبری جهان را برعهده می گیرد ظهور پیدا کند، و افغانستان در مرکز این نظام قرار گیرد، دلایلی نیز بر این امر وجود دارد:

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 151 : اینجا کلیک کنید

 

اول: تغییر در نقش “ژئوپولتیک” افغانستان:

در قرن نوزده میلادی، جهان به افغانستان به عنوان دولتی حائل  که میان دو بلوک از بزرگترین بلوکهای عالم فاصل انداخته است می نگریست، که هر کدام تلاش می کنند در جهت مخالف یکدیگر رشد کنند. روسیه در تلاش برای توسعه امپراتوری خود از شمال قاره تا جنوب بود و نهایت تلاششان رسیدن به آبهای گرم و جدا کردن هند از تاج پادشاهی بریتانیا بود. و امپراتوری “دریایی” بریتانیا که خورشید هیچ گاه در آن غروب نمی کرد در تلاش برای خزیدن در جهت عکس از جنوب به شمال ، و بلعیدن سرزمین های وسیعتری در آسیای میانه و کوههای قفقاز و سرزمین های ورای آن بود.

و از آنجا که برخورد این دو برای هر دو امپراتوری فاجعه به بار می آورد، پس بر خنثی سازی افغانستان با یکدیگر توافق کردند و این کشور را منطقه ای حائل  میان خود قرار دادند تا جلو تماس مستقیم بین آنها را بگیرد و از وقوع جنگ بینشان جلوگیری کند.

در حال حاضر آن معادله بین المللی ناپدید شده است. و امپراتوری روسیه دیگر وجود ندارد و بریتانیای کبیر نیز عظمتش ناپدید شده است. امپراتوری شوروی کاملا از بین رفته و ایالات متحده آمریکا در ایجاد نظام بین المللی جدید شکست خورده چرا که افغان ها آرزوهایش را نابود کردند تا جایی که رئیس جمهورش در سازمان ملل متحد مضحکه عالم شد. دولت های آسیایی به دنبال دستیابی به اقتصادی هستند که سطح زندگی مردم را بالا برده و نیازی به سرزمین های حائل ندارد، بلکه به افغانستان به عنوان حلقه وصل جغرافیایی میان چهار جهت آسیا نیاز دارند. و این امتیاز جغرافیایی به افغانستان قدرت سیاسی قوی در منطقه می­دهد و باعث می­شود نقشی حیاتی در جریان اقتصاد جهانی که بر آزادی و سرعت انتقال کالا ها و افراد در سرتاسر آسیا استوار است، خصوصا بلوک بزرگ : چین- روسیه- هند- ایران ایفا کند.

ایران و هند با همکاری روسیه، گامهایی برای دست یابی به آن رویا را از طریق انجام دو کار مهم برداشته اند اول بندر چابهار در دریای عرب و دوم خط راه آهن برای ارتباط بندری به آسیای میانه و روسیه. از این رو می توانیم  آن را پروژه بندر و قطار بنامیم.

و پروژه بزرگ  کمربند و جاده چین که پروژه ای چینی – جهانی است مناطق زیادی از جهان قدیم را به چین به عنوان مرکز اقتصادی و بزرگترین قدرت صادراتی در جهان متصل می کند. این پروژه ایده تاریخی جاده ابریشم را تداعی می کند که اروپا را به چین متصل کرد و ممکن است در آینده تبدیل به قطب رهبری سیاسی جهان نیز شود.

اما اگر آن غولها به سوی تمدن نظامی با روش غربی که دولت های استعماری در اروپا و آمریکا پیش رفتند حرکت کنند، پس در آن صورت است که جهان در تونلی سیاه وارد می شود. اما امیدها و آرزوها می گویند که این اتفاق نمی افتد به این امید که مصالحه اقتصادی و تقسیم عادلانه سود بسیار زیاد با نظامی سازی نظم بین الملل آینده برای اقتصاد و یا سیاست سودمند نخواهد بود.

برای افغانستان در هر دو پروژه نقشی وجود دارد، چینی (کمربند و جاده) و یا در پروژه بندر و قطار ، که در پروژه بندر چابهار که خط آهن از آن خارج می شود.

هر دو پروژه بر نقش ژئوپولیتیکی افغانستان بعد از آزادی تاکید دارند و اینکه نقش آن به عنوان حلقه وصل جامع و کاملی برای تمام قاره آسیا است و محل عبور مهم دولتها و خروج آنها به سمت دریاهای وسیع از طریق بندر چابهار می باشد.

در ضمن اهداف آمریکا در افغانستان از بین بردن پایه های سیستم بین المللی آسیا بوده است، و کارکردن علیه مهمترین ستون های آن که همانا چین، روسیه، هندو ایران هستند. با استفاده از برگ برنده “تروریسم داعشی” که به ارتش آمریکایی و همپیمان آن ناتو ملحق شده اند.

درک روشن قطب های آسیا از اهداف آمریکا میدان سیاسی گشوده ای را در برابر برتری و پیشرفت چشم گیر امارت اسلامی برای تثبیت ریشه های خود در نظام آسیایی آینده قرار داده است، و مداخله در میدان آسیا از هم اکنون با ایجاد زمینه های حضور متعدد، و مشخص کردن موضع خود در اوضاع کنونی جهان، و خطری که ایالات متحده آمریکا و هم پیمان او ناتو علیه امنیت و استقرار جهان و ملت های آسیا ایجاد کرده است. امارت اسلامی افغانستان بعد از آزادی، نقش خود را در حفظ صلح و امنیت در آسیا و رهایی از شر سرطان اشغالگری آمریکا و تروریسم داعشی، برای ارائه فرصت های ممکن برای بهبود اوضاع منطقه و توسعه ثروت خود در سایه عدالت و صلح ایفا خواهد کرد.

 

امارت اسلامی رو در رو با آمریکا و داعش :

جهان- خصوصا نیروهای آسیایی- نبرد شدید میان جنبش طالبان- نیروی ضربتی امارت اسلامی- و ارتش اشغالگر آمریکا و دیگر متحدان و ریزه خواران او را دنبال می کند. از مهمترین اجزاء اشغال بوجود آمدن داعش (گردان مزدوران وهابی) است که به ارتش آمریکا و ناتو وابسته است.

داعش در تحقق همه اهداف مهم خود در افغانستان شکست خورده است. در آنچه که بزرگان آمریکاییشان در آن شکست خوردند نیز موفق نشدند. علیرغم آنچه که از انجام تخریب و قتل و گسترش فتنه های مذهبی و ملی، و تروریسم هماهنگ شده با ادارات و امکانات دولتی در کابل، ایجاد درگیری های حزبی و امنیتی و جنگ میان شبه نظامیان با نفوذ در دولت کوتاهی نکردند. هیچ کس در  میان ملت افغانستان معتقد نیست که جرائم داعش هیچگونه ارتباطی به حرکت جهادی طالبان داشته باشد. حتی کشورهای همسایه همچون چین ، ایران، روسیه و هند نیز شکی در این مورد ندارند. مسلمانان در قاره آسیا چراغ هدایت ، تمدن و آرمان های مذهبی هستند، و طرفدار تروریسم و یا تخریب و ویرانی نیستند، و نه برگ برنده ای در دستان آمریکا و یا اسرائیل و ناتو برای از بین بردن امنیت ملت های آسیا و مانعی برای پیشرفت این قاره باستانی. مسلمانان همیشه به عنوان ضمیر آسیا و چراغ هدایتی در میان آن بوده اند. فضای آتی در آسیا و جهان باعث می شود تا اسلام مسیرش را با هدایت و دعوت به پیش ببرد. و در زمینه های تبادلات تجاری که آسیا و جهان را تحت پوشش خود قرار می دهد اسلام با همراهی مردم و تجار و علوم دینی در همه جا گسترش می یابد همانگونه که در زمان صلح و پیش از حمله استعمار به کشورهای آسیایی چنین بوده است. هدایت اسلام هر کجا که راه ابریشم برود به پیش می رود و خطوط راه آهن از طریق افغانستان به سوی بنادر و خشکی های آسیا و جهان به پیش می رود. اما مهاجمان وضعیتشان مشخص است، هیچ کس نباید فکر کند که روزی می تواند متعرض امنیت ملت افغانستان و یا ملتهای آزاد آسیا شود که به سمت هدایت اسلام در فضایی مملو از فرهنگ و صلح تشویق شده اند.

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 151 : اینجا کلیک کنید

 

چالش های پیش رو و روابط با کشورهای همجوار:

– پایه ریزی روابط امارت اسلامی با قطب های آسیا ( چین- روسیه- ایران-هند) دارای دو هدف اساسی است:

اول: بازسازی افغانستان.

دوم: مواجهه با موج جدیدی از جنگ های آمریکا، و در صدر آن تروریسم داعشی و مواد مخدر.

هر دو هدف با یکدیگر مرتبط هستند تا جایی که می توان آنها را یک هدف واحد در نظر گرفت. هر دو این اهداف نیازمند رابطه منطقه ای میان افغانستان و محیط آسیایی گسترده اطراف خود است. پس مواجه با تروریسم داعشی و مشتقاتش نیازمند ایجاد یک ارتش قوی است که شاکله اصلی آن نیروهای جهادی کنونی است که پس از به روز رسانی و تجهیز و آموزش مجدد آنها بر اساس مسائل مهمی که در جنگ های اخیر پیش آمده بازسازی شده است.  همچنین به سیستم اطلاعاتی نیاز است که بتواند با جنگ اطلاعاتی که از تروریسم داعشی حمایت می کند برخورد نماید، و همچنین قادر باشد تا برای نظارت بر شبکه های مسلحانه و شبکه های قاچاق مواد مخدر که در حال حاضر توسط آمریکا در افغانستان مدیریت میشود همکاری منطقه ای داشته باشد چرا که آمریکا می خواهد کشورهای منطقه را در مشکلات امنیتی غرق کند تا نتوانند بر پروژه های توسعه اقتصادی و اجتماعی و ارتباطی میان کشورهای آسیایی تمرکز نمایند.

این گشایشی که در زمینه دریایی و زمینی در برابر افغانستان قرار گرفته است ارزش ژئوپلوتیکی جدیدی برای این کشور ایجاد خواهد نمود. البته این خبر خوبی برای اشغالگر آمریکایی و پروژه های شکست خورده آن در افغانستان نیست که می خواستند آنجا را تبدیل به اسرائیل جدیدی در منطقه کنند همانگونه که عضو کنگره آمریکایی پیش از دشمنی آمریکا علیه افغانستان گفته است، می خواهند این سرزمین را خواستگاه تخریب و جنگ و از بین بردن ثروتها و انتشار انواع و اقسام فتنه ها کنند.

– اما مبارزه با مواد مخدر کاری نیست که بدون همکاری منطقه ای بتوان راه حل ریشه ای برای آن یافت. آمریکا مسبب اصلی در مساله مواد مخدر است همانطور که مسبب اصلی در مشکل تروریسم وهابی است.

از این رو حقیقتی که جهان و کشورهای همسایه افغانستان آن را درک کرده اند این است که خروج اشغالگران آمریکایی از افغانستان همان شرط لازم برای حل مشکل تروریسم وهابی و مواد مخدر است، خصوصا ساخت هروئین و توزیع بین المللی آن و آن چه که نیروهای اشغالگر با استفاده از پایگاه های هوایی خود در حال انجام آن هستند. در عرصه بین المللی گفته می شود که آمریکا بعد از اشغال افغانستان تولید مواد مخدر خود را به پنجاه برابر سالی که مجرمانه وارد افغانستان شده است افزایش داده است.

– امکان ارائه پیشنهاد اجرایی به شکل جمعی از دولت های منطقه وجود دارد و آن پروژه تولید دارو است. برای استفاده از محصول مواد مخدر افغانستان در تولید دارو با محتوای مسکن که نیاز دولتهای منطقه که یک سوم از کل جمعیت جهان را در خود جای داده اند را مرتفع نماید. افغانستان با زمین و محصول مواد مخدر خود و کشورهای منطقه نیز با پشتیبانی مالی و ارائه تجهیزات و فناوری های تخصصی در این پروژه همکاری می کنند. و زین پس زراعت هرگیاه خشخاش اضافه ممنوع می شود مگر اینکه کارخانه های داروسازی شناخته شده در سایر نقاط جهان نیازمند آن باشند.

– اما تروریسم وهابی برای مقابله با جهاد و ضربه زدن به پایگاه مردمی و فقهی آن، و تبدیل آن به فتنه های طائفی و ملی توسط اشغالگر آمریکایی تولید شده است.

داعش بخشی از حضور نظامی آمریکا و ناتو می باشد و این امر تهدیدی برای افغانستان است( چرا که می خواهند آن را به عنوان مرکزی دائمی علیه دولت های هدف خود در اختیار داشته باشند.) و خطری برای دیگر کشورها خصوصا ایران، روسیه و چین است، و این مساله نیازمند همکاری برای پایان دادن به این خطر مادی دارد.

با از بین رفتن اشغال این بیماری خبیث نیز از بین می رود. و هر گروهی که توسط اشغالگر فرستاده می شد با از بین رفتن پایگاه اجتماعی این اندیشه بیمار، به راحتی حذف می شود.

 

خطر آمریکا همچنان باقی می ماند:

از بین رفتن اشغال به این معنی نیست که ایالات متحده آمریکا فعالیت های خود علیه نظام جدید و ترتیبات جدید منطقه ای را متوقف خواهد کرد، چرا که پایان نقش خود در جهان را در آن می بیند. ترجیح آن است که افغانستان و امارت اسلامی آن همچنان در صدر فهرست خرابکاری آمریکا قرار داشته باشد، به عنوان مهمان دائم فهرست “محور شرارت” و یا “دولتهای سرکش” و یا “دولتهای حامی تروریسم” که بر پایه اسامی مجاهدین علیه سیاست ها و هیمنه آمریکایی بنا شده است.

وجود پایگاه های آمریکایی در کشورهای همجوار برای استقرار و ثبات افغانستان خطر ایجاد می کند به همین دلیل است که همکاری جمعی برای تخلیه منطقه از حضور نظامی آمریکا و ناتو و وابسته های داعشی آنها و مقاومت علیه هرگونه ائتلاف امنیتی و یا نظامی آمریکا با دولتهای منطقه ضروری است.

در ابتدا باید هرگونه توافقی که حکومت های دست نشانده اشغالگر در کابل امضا شده است، ملغی شود و در صدر آن توافقات نظامی و امنیتی و هر گونه همکاری که آموزش و یا قانون گذاری را زیر نظر مراجع غیر اسلامی قرار می دهد.

در مورد توافقات اقتصادی با طرفهای دیگر که در زمان اشغالگری انجام شده است، خصوصا پروژه هایی که دارای اهمیت راهبردی هستند، مانند پروژه های مربوط به انرژی و معدن، لازم است در آنها تجدید نظر شود و بر اساس نظام اسلامی و چشم انداز نقش افغانستان در منطقه و جهان بازبینی شود.

مسئولیت تاسیس نظام آموزش دینی در راستای میراث فقهی افغانستان که از همان فقه مسلمانان آسیا نشات گرفته است هم بر عهده افغانستان اسلامی قرار می گیرد. تا به آن منابع مالی کافی و یا وقف اسلامی اختصاص دهد تا به عنوان بخشی مشخص از بودجه دولت باشد. میراث دینی آن منطقه افراط گرایی خونین وهابی را نمی شناسند که توسط حاکمیت بریتانیا در شبه جزیره عربستان کشت شده است.

 

قلدری غریق :

به زودی بر فراز کوهی می روم که از خطر آب نگاهم دارد” سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ  سوره هود آیه 43 این کلمات فرزند نبی خدا نوح است، کسی که به رسالت پرورگارش کفر ورزید و غرق می شود در حالی که ادعا می کند کوهی را خواهد یافت که او را از خطر غرق شدن نجات خواهد داد. اما قضاء خداوند اگر بیاید تمام کوه های دنیا هم نمی توانند یک کافر را نجات دهند.

فرمانده نظامی جدید آمریکا در افغانستان نیز همین موضع را در مراسم آغاز به کار خود اتخاذ نمود هنگامی که خطاب به مقامات بخت برگشته خود گفت که از افغانستان خارج نمی شود. این  قلدری نمی تواند کشورش را از طوفان جهادی ایمن نگاه دارد، و ارتشش را همانگونه که ارتش بریتانیا و شوروی را غرق کرد غرق خواهد کرد. مسمانان می فهمند آن استدراجی که از سوی خداوند برای دولتهایی بوده است که نسبت به بندگانش در زمین طغیان کردند و به آنها گفتند که : من خدای بزرگ مرتبه شما هستم. وعده انتقام کامل الهی وعده ای است که در آن تخلف نمی شود. این سنت الهی است که بر امت های پیشین نیز وارد شده و طعم عذاب خداوند را دنیا پیش از آخرت چشیدند.

 

نفس های آخر امپراتوری:

این همان تفسیر دیوانگی آمریکایی در تمامی جبهه ها است، امریکا دولتی است که غیر از جنگ و تحریم و تهدید علیه همه، چیزی در اختیار ندارد. و برای خود در جهان هیچ دوستی غیر از “بشکه های نفتی” و اسرائیل باقی نگذاشته است. ترامپ، رئیس جمهورشان که تمام دنیا به حماقت او خندید، و این مساله در مورد هیچ مستبدی پیش از این اتفاق نیافتاده بود.

تنش و جنگ، نیروی متحدین نژاد پرست راست افراطی ترامپ و طرفداران انتخاباتی او و سود گروه های فشار را افزایش می دهد که از تولید سلاح و نفت و صهیونیست ها( ایپک) و بانک های یهودی تشکیل می شود. و اینها هستند که قدرت تامین مالی و ساخت سیاست­های دولت امریکا در داخل و خارج را در دست دارند.

سیاست های لبه پرتگاه و ماجراجویی های پر سر و صدا و تهدید و تحریم و بمباران برای متحدین انتخاباتی و مالی ترامپ مناسب است خصوصا اگر این سیاست ها در درجه اول علیه مسلمانان و سپس روسیه و چین و کره شمالی و ونزوئلا و … باشد.

– ترامپ در راس نظام امپراتوری فروریخته ای قرار دارد که تحریم های اقتصادی را بر نیمی از جهان اعمال کرده است و روسیه و چین را به جنگ تهدید می کند. روسیه را به محاصره کامل دریایی تهدید می کند و روسیه نیز در پاسخ گفت که این امر جز اینکه یک جنگ را در پی داشته باشد امکان پذیر نیست!! آمریکا دوباره روسیه را تهدید به هدف قراردادن موشک های بالدار با برد کوتاه و برد متوسط در درون خاک روسیه نمود.

همین امر در مورد ایران نیز اتفاق افتاد زمانی که ترامپ آن را به محاصره دریایی برای جلوگیری از صادرات نفت تهدید کرد، و پاسخ آنها مانند پاسخ روسیه بود، آنها نیز تنگه هرمز را از تمامی جهات می بندند که این تعبیری است از یک جنگ تمام.

ملت های آسیا اکنون اهمیت جهاد ملت افغانستان برای حمایت از ملت های قاره آسیا از دشمنی آمریکا و تروریسم داعشی را درک می کنند، ملت افغانستان حق دارد که از سوی آنها از جهت سیاسی و تسلیحاتی پشتیبانی شود. همکاری با ملت افغانستان در وقت سخت و تنگ کنونی میزان پاسخ آنها به دوستان خود در دوره صلح را تعیین خواهد کرد.

اما در مورد چین، ترامپ هم پیمانان خود را برای تحریک نظامی چین در  شرق و جنوب دریای چین تشویق می کند، در تلاش برای گرفتن حقوق تاریخی چین از این دریا، که در نتیجه جنگ های اول و دوم سیادت خود را از دست داده است. و تا کنون آمریکا از پس دادن این حقوق به دوستان تاریخی خود امتناع کرده است. همانطور که از اعتراف به وجود ملت عربی که مالک فلسطین هستند و یا حتی اینکه حتی در منطقه عربی، عرب وجود دارد خودداری کرده است. و یا اینکه در خلیج ملت عربی وجود دارد نه آنگونه که ترامپ تعبیر به مزرعه پرورش گاو برای شیر و کشتار می کند. و یا اینکه ملت یمن حقی برای زندگی دارد… تنها حق حیات.

– نظام آمریکا، آخرین سلسله از توحش استعماری غرب، نظامی در حال احتضار است. و قلدری غریق، و یا خِرخِرهای بی هدف چیزی نیست جز دلایلی بر زوال قریب الوقوع آن. و تیر رحمت از سوی مجاهدان افغانستان به او خواهد رسید.

سوال این نیست که چه زمانی ارتش آمریکا از افغانستان خارج می شود بلکه سوال این است: چند تن از سربازانش می توانند از افغانستان نجات یابند؟

 

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 151 : اینجا کلیک کنید

 

نوشته:
مصطفی حامد – ابو وليد مصری
منبع:
16/10/2018
سایت سیاسی مافا ( ادبیات ممنوعه)
www.mafa.world/fa

نسخة PDFنسخة پرنت

پاسخ ترک

لطفا کامنت خود را وارد نمایید
لطفا نام خود را اینجا وارد نمایید