آمریکا چگونه برای داعش در افغانستان تبلیغ می­کند ؟؟

0

نوشته: مصطفی حامد – ابو الوليد المصری

به نقل از مجله الصمود الإسلامية / سال سیزدهم – شماره (148) | شوال 1439 هـ / ژوئن 2018 م.      

آمریکا چگونه برای داعش در افغانستان تبلیغ می­کند ؟؟

–  آمریکا برای تکرار تجربه جوخه های مرگ خود در السالوادور که آنها را جهت انجام کشتارهای دسته جمعی علیه مردم بیگناه و چسباندن اتهام آن کشتارها به انقلابیون ترغیب می کرد، از داعش استفاده می کند. تمام این کارها جهت بی اعتبار کردن انقلابیون صورت می­گیرد.

– بمب های غول پیکر نشانه ای از شروع به کار “ایستگاه رادیویی صدای خلافت” داعش از داخل یک پایگاه هوایی ایالات متحده در جلال آباد  بود.

– عملیات داعش در کابل علیه وزارت کشور با استفاده از اتومبیل هایی بود که فقط متعلق به ارتش آمریکا است و پس از آن بود سوالات شرم آور و شکاکانه در مجلس نمایندگان افغانستان مطرح شد.

– کمین وزارت كشور، با برنامه ریزی آمریکایی ها بود و پس از اینکه افراد را با اتومبیل، سلاح و لباس نظامی نیروهای ویژه ایالات متحده تجهیز کردند توسط داعش انجام گرفت.

– عملیاتی توسط اطلاعات آمریكا سازماندهی می­شود تا خطر تهدید داعش را بزرگنمایی کنند و افراد داعش را مانند دستمال فقط برای تمیز کردن دست های کثیف خود و تبلیغ و ساخت “تهدید تروریستی” مورد استفاده قرار میدهند.

– آمریکا در تلاش برای متحد نمودن کشورهای منطقه و جهان برای پشتیبانی از آمریکا در اشغال افغانستان و به بهانه مبارزه با تروریست داعش است.  روس ها نیز از این موضوع استفاده کرده و کشورهای آسیای مرکزی را می ترسانند تا راضی به قبول حمایت روسیه از آنها شوند.

– کنفرانس های “برده دلار” با فتواهایی که هزینه آنها از قبل پرداخت شده،  در افغانستان شکست خورده­اند، و در حال حاضر نیز شکست خواهند خورد و اشغالگر بزودی خوار و ذلیل از افغانستان خواهد رفت.

– “کنفرانس هایی که دیگر بدنام شده­اند” مردم مسلمان را برای پیوستن به ائتلاف امنیتی و نظامی با اسرائیل در جنگ علیه اسلام و مجاهدین تشویق می­کنند آنها به راحتی از فلسطین و مقدسات اسلامی دست کشیده­اند. همه آنها شعار دروغین “جنگ با تروریسم داعش و افراط گرایی اسلامی” دارند.

نوشته  : مصطفی حامد – ابو الوليد مصری

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 148 : اینجا کلیک کنید

 

ایالات متحده آمریکا به خوبی مهارت نیرنگ ایجاد خطر را آموخته است، که پس از آن و به قیمتی گزاف  خود را مدافع دیگران معرفی می­کند.

تجربه قابل توجه آمریکا در زمینه ساخت خطرهای موهوم، تجربه­ی “جوخه­های مرگ” در السالوادور بود که توسط خود آمریکا و در حمایت از دولت دست نشانده­اش و در مواجهه با خطر جدی انقلابی ها به وجود آورده بود.  وظیفه اصلی جوخه­های مرگ که توسط آمریکایی­ها آموزش دیده بودند و مدیریت می­شدند، ارتکاب هرگونه جنایت وحشتناک علیه مردم و متهم کردن انقلابیون بود تا آنها را بی اعتبار کرده و افکار عمومی را از جنایات آمریکا منحرف کنند و سرانجام آن، توسل مردم به حکومت خائن بود تا آنان را در مقابل انقلابیون محافظت کند.

آخرین تصویر از جوخه مرگی که توسط ایالات متحده اختراع شد، همان داعش بود که به موجب آن توانست جهاد موفق چند ملت عرب را از مسیر صحیح خارج ساخته و آن مبارزه را از مقاومت در برابر اشغالگر خارجی به  مبارزه ای فرقه ای و مذهبی بدل کند.

با تمام وسعت کشورهای عربی، ایالات متحده و اسرائیل توانستند داعش و همتایانش را به عنوان دشمن  و جایگزین اسرائیل برای عربها که به مراتب  قوی تر و وحشی­تر از اسرائیل است معرفی کنند. آنها حتی در راه مبارزه با این دشمن جدید هرگونه اتحاد و تعامل عربها با اسرائیل را نیز توجیه نمودند. آن دشمن را (تروریسم و افراط گرایی اسلامی) نامیدند. تروریسم همان داعش است که همه مردم بر سر آن توافق دارند و افراط گرایی اسلامی یعنی هر مسلمانی که اسلحه در برابر اشغال اسرائیل یا ایالات متحده آمریکا بالا ببرد. این ترفند آنان بود در شعار قبلی، یعنی برابری میان تروریسم جنایی و جهاد اسلامی.  در افغانستان، با شکست تلاش آمریکا در تسخیر مردم افغانستان و شکست مجاهدین، سازمان داعش را به وجود آوردند تا با کمک او آنچه را که با کمک ائتلافی از پنجاه کشور نتوانستند به نتیجه برسانند، با این سازمان جدید به انجام برساند. داعش سعی کرد اسلامی جدید، با احکامی جدید و به دور از اسلام واقعی و حکم جهادی جدید که به هیچ عنوان پایبند به قوانین جهاد در اسلام نیست را به مردم افغانستان عرضه نماید. زیرا فقط قتل و فساد در زمین است که بدون هیچ حقی و با تاکید بر همکاری با کفار علیه مسلمانان اتفاق میافتد. البته ساعت به ساعت مردم افغانستان حقیقت را کشف کرده و داعش به سوی انزوا و وحشت پیش می­رود.

ایالات متحده در افغانستان به بن بست رسیده و تمامی راه ها  برای عقب نشینی و تضمین “منافع” استعمار در افغانستان را از دست داده است. این مساله باعث ترویج دروغ بزرگ داعش شده است تا تحت پوشش این سازمان به اهداف خود در افغانستان دست پیدا کند. ایالات متحده برای این کار مجاهدتهای هفده ساله طالبان را با داعش در یک کفه ترازو قرار داده و هر دو را تروریست می خوانَد تا بتواند نگاه های جهان را به جرایم داعش منعطف کرده و خواستار تصفیه هر دو سازمان شود. با این کار ملت افغانستان به مبارزه با داعش و طالبان و صلح با حکومت دست نشانده ایالات متحده دعوت و ترغیب می شوند. حکومتی که قانون آن بر پایه فساد و استبداد و تجاوز استوار شده است. اما این نیرنگ را کسی جز شبه انسان ها باور نخواهد کرد چرا که هر انسان عاقلی در افغانستان به این نیرنگ پی برده است.

منظور از شبه انسانها، تمامی رهبران تقلبی هستند که به تجارت خون شهدا مشغولند و تمامی سیاستمدارانی که بدون هیچ وجدان یا ایمانی با خون ملت دربرابر مصالح شخصی خود معامله می کنند. علاوه بر اینان شبه علمایی نیز هستند که به اسم دین جهاد علیه استعمار را حرام اعلام کردند تا بتوانند منافع استعمارگر را حفظ نمایند.

این شبه علما که استعمارگر برایشان کنفرانس های فتنه را هر بار در یکی از کشورهای اسلامی برگزار می کند دیروز در اندونزی و بعد از آن در کابل، و فردا نیز در مکان های دیگر شرکت می کنند و هدف آن کنفرانسها و نشست ها  فریب ملتهای مسلمان است تا اشغالگری تبدیل به خیر و جهاد و شریعت تبدیل به منکر و تروریست شود. ترکیبی از تروریسم داعش از یک سو، و علمای سوء از سوی دیگر که همگی در کاروان شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل ابلیس جای دارند.

و همانطور که آمریکا جنایت داعش را محکوم می کند از طرفی هم تبلیغ علمای خریداری شده اش را می کند و هر دو با هدف گرفتن سلاح جهاد از دست مومنین که نتیجه اش چیزی جز نابودی اسلام و مسلمین نیست.

 

بمبهای غول پیکر افتتاحیه ای برای شبکه “صوت الخلافة”

اشغالگر آمریکا روش های وحشیانه ای برای ترویج تروریسم در افغانستان ایجاد کرده است. روزی از بزرگترین سلاح خود که همان بمب غول پیکر بود استفاده کردند و اعلام نمودند که آنها را در موقعیت مجاهدین طالبان در جلال آباد انداخته اند. یک روز بعد یک ایستگاه رادیویی به نام “صدای خلافت” از داخل پایگاه هوایی ایالات متحده در فرودگاه جلال آباد پخش شد.  دیری نپایید که این موضوع  از سوی یکی از اعضای مجلس نمایندگان در کابل، “ظاهری” فرزند حاجی قدیر شهردار سابق جلال آباد نیز اعلام شد.

 

كمين وزارت کشور، رازی خونین…. آن را چطور تفسیر کنیم؟

در روز سی ام ماه مه، دو وسیله نظامی که هر کدام پنج مرد مسلح داعشی را حمل می کردند، با آخرین سلاح های آمریکایی و در حالی که لباس نیروهای ویژه ایالات متحده را بر تن داشتند به سمت ساختمان وزارت کشور حرکت کردند. این دو ماشین با عبور از دهها ایست بازرسی بدون اینکه کسی آنها را متوقف کند، روبروی ساختمان جدید وزارت کشور متوقف شدند.

ده مرد مسلح از ماشین ها بیرون آمدند و با آمادگی کامل با نیروهای امنیتی در محل روبرو شدند که به سمت آنان شلیک کرده و هر ده نفر را کشتند. هر دو خودرو سالم و بدون اصابت هیچ گلوله ای به دست نیروهای امنیتی رسید. در آن روز وزارت کشور ادعا کرد که در این عملیات علاوه بر عناصر داعش یک نیروی امنیتی نیز کشته و پنج تن زخمی شدند.

عملیات با موفقیت به پایان رسید اما معمای آن حل نشده باقی ماند. چگونه می توان دو خودرو را بدون هیچ گونه اعتراضی از تمام نقاط امنیتی عبور داد؟ و چطور منطقه با وجود نیروهای امنیتی مجهز و آماده در مقابل ساختمان دولتی به منطقه کشتار تبدیل شد؟ چه شد که مهاجمان از بین رفتند؟ آیا آنها برای حضور در یک جلسه به آنجا رفتند اما در کمین غیرمنتظره قرار گرفتند؟ آیا به آنان خیانت شد؟ سر نخ اصلی ماجرا ماشین آنهاست که اگر واقعا قصد حمله به وزارتخانه را داشتند باید بمب گذاری می شد در حالی که اینطور نبود. لذا ماجرا کاملا واضح و روشن است که عملیات یک کمین بود تا در آن تعدادی از افراد داعش کشته شوند و این امر به منزله قهرمانی آمریکا در مبارزه با تروریست تلقی و در رسانه ها تبلیغ شود. آمریکا هیچ ابائی ندارد تا ده ها و حتی هزاران نفر را برای رسیدن به اهداف خود به قتل برساند.

در مورد تعداد تلفات در میان نیروهای امنیتی تردید وجود دارد. یا آنطور که معاون پارلمان آقای ” عبد الله باركزاى” از استان ارزجان در گفت و گو با کانال محلی (طلوع) گفت:

1 ـ  چگونه داعش این اتومبیل ها را به دست آورد؟ از کجا؟ اتومبیل های آمریکایی را حتی نخست وزیر “اشرف غنی” یا هر وزیر یا نماینده مجلس نمی تواند داشته باشد پس چطور به دست نیروهای داعش رسیده است؟

2 ـ  چگونه اتومبیل ها بدون بازرسی در طول مسیر به  ساختمان وزارت کشور رسید؟

3 ـ  داعش در این حمله چه کرد؟ آیا فقط آمده بودند تا خود را به کشتن دهند؟

و آخرین سوال که درمورد بسیاری از عملیات های داعش  مطرح می شود این است که آیا تنها هدف داعش  انفجار، آتش زدن و کشتار بیشترین تعداد افراد، از جمله خود مهاجمان است، حتی اگر آنها تنها کشته شدگان عملیات باشند؟ پس چرا رسانه های محلی که توسط اشغالگران اداره می شود و همچنین رسانه های بین المللی تصویر عملیات داعش را بسیار بزرگ کرده و آنان را وحشتناک معرفی می کنند؟

لذا در افغانستان، منطقه و جهان تصویری نادرست از غول داعشی که همگان را تهدید می کند نشان داده می شود و اشغالگر آمریکایی  تنها راه حل مبارزه با این غول است و با این بهانه کشورهای منطقه می بایست کمکهای مالی و نظامی خود را از آمریکا دریغ نکنند؟؟؟

– ترویج اسطوره داعش و ادامه دادن به دمین در  این بالن خونین، هسته اصلی جنگ امریکا علیه اسلام در سراسر جهان و به ویژه افغانستان است که علت اصلی آن عدم موفقیت و پیروزی در جنگ افغانستان و از پای درآوردن مجاهدان افغان میباشد. اشغالگر مزدور از تمامی وسایل خود از جمله داعش و علمایش و تمامی  کنفرانس های مخرب بهره می برد تا با استفاده از ابزار نظامی موجود به غیرنظامیان حمله کند.

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 148 : اینجا کلیک کنید

 

نمایشنامه ” قرغا” :

یکی دیگر از بازی های تبلیغاتی با رازهایی غیر قابل تفسیر.

به نظر می رسد نیروهای مسلح محلی، از نیروهای ارتش محلی، که تا کنون آمریکایی ها حدود 10 میلیارد دلار برایش هزینه کرده اند گرفته تا شبه نظامیان که از افراد سابقه دار و مجرم و همینطور قبایل مسلح تشکیل می شوند؛ همه و همه با هدف اصلی دفاع از نیروهای اشغالگر، و اردوگاه های اجرایی آنان ایجاد شده اند. پس چطور این قاعده در اردوگاه نیروهای آمریکایی “قرغا” معکوس می گردد؟ چه رازی پشت سر عملیات پایگاه “قرغا” نهفته است؟

نیروهای اشغالگر امریکایی کنترل نظامی را بر هر چیزی که مربوط به أفغانستان است، به ویژه عملیات نظامی اعمال می کند. در عملیات قرغا تنها منبع اطلاعات، آمریکایی ها هستند. بعد از آن نوبت به رسانه های نظامی دولت و سپس رسانه های محلی آموزش دیده توسط آمریکایی ها می رسد. هر کدام از این منابع حادثه را در کمال رعب و وحشت و آب و تاب نقل کرده و کارشناسان آنان به تجزیه و تحلیل و تفسیر دراماتیک  در مورد قدرت داعش و خطرناک بودن آن پرداختند.

سخنگوی ارتش افغانستان از زبان اشغالگر آمریکایی گفت: 11 سرباز افغان کشته  و 16 نفر دیگر زخمی شدند و سه تن از جنگجویان داعشی کشته و یک نفر به اسارت گرفته شد.

در میان تمام عملیاتهای بزرگ و خطرناک قبلی طالبان، اشرف غنی رئيس جمهور بر خلاف عادتش به این عملیات توجه ویژه ای داشته و یک کمیسیون تحقیق در مورد این حادثه تشکیل داد و هفت نفر از فرماندهان گروهان 111 ارتش را از مناصبشان برکنار کرد.

 

مراکز آموزشی داعش در کابل!

در راستای نمایش تبلیغاتی برای ترویج خطرداعش و نیاز به وجود اشغالگر برای رسیدگی به آن، پروسه های مصنوعی و ساختگی بسیاری به وجود آمدند. از جمله دروغ پیدا کردن (بزرگترین) اردوگاه آموزشی داعش در کابل که طبق دستورات و راهنمایی های مقامات اشغالگر، رسانه های محلی موجود در کابل و شبکه های بین المللی پوشش خبری آن را برعهده داشتند.

نیروهای آمریکایی اعلام کردند که با همراهی نیروهای محلی، بزرگ ترین اردوگاه آموزشی داعش را در قلب پایتخت کشف کرده اند. رسانه ها تصویر”مرکز ساختگی” را به پرچمهای داعشی و ابزارهای ساده نظامی و تعداد کمی آر پی جی به مردم نشان دادند.

هیچ بازداشت شده و یا حتی مظنونی، در مورد این مرکز آموزش (بزرگترین مرکز آموزشی) در پایتخت (که مربوط به بزرگترین سازمان تروریستی در افغانستان است) وجود نداشت.

– رسانه، هر فعالیت کوچک و ناچیز داعش را به یک تحول “بزرگ” تبدیل می کند و با این کار توصیف و ترویج این سازمان به گسترده ترین شکل منتشر می شود. حتی فرمانده نیروهای ایالات متحده در افغانستان از تظاهر و بزرگنمایی فعالیت های داعش در مقابل رسانه ها دست نمی کشد و از هر فرصتی برای سخن گفتن از خطرناک بودن این سازمان استفاده می کند. به دستور نیروهای اشغالگر تمامی رسانه ها و مطبوعات محلی و بین المللی نیز می بایست این اخبار بزرگنمایی شده را دررأس اخبار خود با پیوست تصاویر سرهای بریده، منتشر نمایند.  شبکه خبری “کابل نیوز” گزارش مفصلی از توصیه های رهبری نظامی به رسانه ها، پیرامون منتشر کردن اخبار داعش و قراردادن اولویت بزرگنمایی عملیات های این سازمان منتشر کرده است.

– (حنیف اتمر) بنیانگذار داعش در افغانستان و مشاور امنیت رئیس این سازمان اعلام کرد: (رهبر داعش “ابوبکر بغدادی” در کوه های تورا بورا در شرق افغانستان است).

مشاور هیچ گونه شواهدی را ارائه نکرد کما اینکه هیچ نشانه ای از این منطقه که نشان دهد بغدادی در آن ساکن است به دست نیامده، زیرا کل منطقه کوهستانی تحت کنترل و محاصره طالبان است.

در پاییز گذشته، داعش سعی کرد به مناطق طالبان در جلال آباد برای رسیدن به منطقه خوگیانی و از آنجا به ولایت لوگر و منطقه (ازره) نفوذ کند. این منطقه توسط حکمتیار رهبر أصول گرا و دوستانش حنیف اتمر و رئیس جمهور غنی با کمک نیروهای آمریکایی و نظامیان پاکستانی به داعش هدیه داده شد تا نیروهای داعش به اطراف پایتخت برسند.

اما مجاهدین طالبان همیشه بیدار بودند و این تلاش داعش را خنثی کردند. لذا نیروی هوایی ایالات متحده ، انتقام سختی از آنان گرفت و در یک ماه هفت حمله سنگین علیه پایگاه های طالبان انجام داد.

– اما نیروهای نظامی آمریکا، یک جای پای محکم در مناطق کوهستانی خالی از سکنه در شرق و شمال افغانستان به خصوص مناطق کوهستانی درزاب در ولایت جوزجان به داعش هدیه کردند و همین امر باعث شد که فرمانده منطقه نظامی روسیه مرکزی، “الکساندر لابین” به نفع روسیه اعلام کند که در افغانستان، حدود ده هزار جنگجو وجود دارد که اغلب از داعش هستند و نیمی از آنها در شمال افغانستان با هدف برپایی خلافت اسلامی در کشورهای آسیای میانه می جنگند. فرمانده روسی می خواهد بگوید که جهاد افغانها فقط یک تروریست داعشی است و این چیزی است که آمریکا نیز برایش تبلیغ می کند. روسها می خواهند حوادث و اتفاقات رخ داده  در أفغانستان را به نفع مصالح خود تفسیر کرده و خود را حامی و محافظ کشورهای آسیای میانه از خطر داعش معرفی کنند.

 

علمای دلار:

“علمای” دلار و خدمتگزاران اشغالگران، عالم و دانشمند نیستند بلکه خائن و مزدورند. افغانستان از بدو ورود اسلام به آن دانشمندان واقعی را می شناسد. کسانی که رهبران مردمی و حامیان شریعت بودند و در برابر ارتشهای شرق و غرب طاغوت ایستادگی کردند و تا کنون فتواهای آنان در برابر اشغالگر شوروی از لابه لای صفحات تاریخ به گوش می رسد. اینان خون خود را در این راه دادند و از هیچ مانعی نهراسیدند تا اینکه خداوند نصرت و پیروزی را نصیب آنان و ملت افغانستان نمود.

در حال حاضر علما و طلاب شریعت، جهاد علیه اشغالگر آمریکایی را بر دوش می کشند. آمریکایی ها برای تکمیل پروژه متجاوزان بریتانیایی و شوروی با هدف خارج کردن مردم افغانستان از اسلام و ورودشان به فرمانبرداری از استکبار جهانی وصهیونیسم ، وارد افغانستان شدند.

کنفرانس دینی که در پایتخت تحت حفاظت سربازان اشغالگر و هواپیماهایش برگزار شد، برای اجرای دستورات اشغالگر و تحریم جهاد بود. هدف آنان به تصویر کشیدن جهاد به عنوان جنگ بین دو مسلمان (!!!) بود. یکی طالبان و دیگری حکومت کابل –گویی که این دولت مستقل و به دور از ارتش اشغالگر است که تمامی امور دولت کابل را به صورت علنی کنترل و مدیریت می کند-.

این اولین بار نیست که اشغالگر تلاش می کند از علمای تزویر و بندگان دلار در برابر جهاد مردمشان استفاده کند. پس از خروج ارتش شوروی از افغانستان در سال 1989، تبلیغات برای آشتی بین «مجاهدین» و دولت کمونیسم فعال در کابل مطرح شد، اما مجاهدین این آشتی را رد کرده و علیرغم توطئه ها (جلال آباد به عنوان مثال)، فتواهای محلی و عربی و فرستادگان دینی که از شبه جزیره عربستان جهت تبلیغ صلح و عدم خشونت و توقف (فتنه) بین برادران “!!” به افغانستان فرستاده شدند، به جهاد خود در برابر کمونیست های محلی و علمای تزویر ادامه داده و به پیروزی و نصرت الهی دست یافتند. این مخالفت های همه جانبه با جهاد در حالیست که مبارزه علیه اشغال شوروی در آغاز کار، از تأیید و تشویق اغلب علمای مسلمان به خصوص کشورهای عربی برخوردار بود. چقدر امروز شبیه آن روزهاست، همان شیوه تزویر گرچه اشخاص و نامها تغییر کنند. اما آینده روشن است و این بار نیز مجاهدین پیروز خواهند شد و سایه اشغالگر را از این سرزمین خواهند راند.” قل جاء الحق وزهق الباطل إن الباطل كان زهوقا.”

مردم أفغانستان توطئه دشمن را در این کنفرانسهای به اصطلاح دینی و اسلامی دیدند اما هدف اصلی این گونه نشستها و کنفرانسها، مردم أفغانستان نیستند؛ زیرا که آنها پیرو علمای راستین خود هستند و نیرنگ بر آنان آشکار شده، بلکه هدف مردم کشورهای اسلامی به خصوص عربها هستند.

رفته رفته مسیر این نشستها به سوی یک اتحاد تاریخی علنی میان سران کشورهای اسلامی/ صلیبی/ یهودی، با شعار مبارزه با تروریست و جریانهای افراطی اسلامی، علیه اسلام و مسلمین برپا خواهد شد که به مراتب وسیعتر و قوی تر خواهد بود.

با این فریب، اسرائیل و صهیونیست جهانی وارد عمل شده و کنترل تمام سرزمین های اسلامی را به دست خواهد گرفت. سپس آنها مذهبی جدید که از اسلام جز نامش باقی نخواهد ماند را به جهان اسلام معرفی خواهند کرد. همه چیز را از دست مسلمانان گرفته و فلسطین و مقدسات اسلامی را به دست خواهند گرفت و برای مسلمانان جز تباهی در دنیا و آخرت چیزی نخواهد بود.

مردم افغانستان به نیابت از امت اسلامی، خطرناک ترین جنگ های اسلام در برابر دشمنان اسلام و بشریت را برعهده گرفته اند و به یقین به وعده الهی پیروزی از آن آنهاست. { كتب الله لأغلبن أنا ورسلى أن الله قوى عزيز}.

 

دانلود مجله اسلامی صمود عدد 148 : اینجا کلیک کنید

نوشته:
مصطفی حامد – ابو وليد مصری
منبع:
سایت سیاسی مافا ( ادبیات ممنوعه)
www.mafa.world/fa

نسخة PDFنسخة پرنت

پاسخ ترک

لطفا کامنت خود را وارد نمایید
لطفا نام خود را اینجا وارد نمایید